تبليغاتX
0611-4436198آموزشگاه موسیقی رستاک - اهواز

آموزشگاه موسیقی رستاک - اهواز

ساعت

امروز

 

 RSS 

 

 
   

 

 

آواز دل
دلشدگان
كيهان كلهر
هنر و موسيقي
فرزاد دانشمند
خانه موسيقي ايران
پرويز مشكاتيان
اركستر ملل ايران
آكادمي هنر تهران
كنسرواتوار تهران
سايت هنر وموسيقي
ساز ايراني

 برای تبادل لوگو با ما لوگوی ما را در سایتتان قرار دهید

جای تبلیغات شما

 

 

      

درس هایی از مسترکلاسهای معتبرجهان (گیتارکلاسیک)

درس هایی از مستر کلاس های معتبر دنیا:
ترجمه: سید ساعی مغیثی
نویسنده: دونالد سواتر

در طول سالیانی که از عمر هنری خود را پشت سرگذرانده ام، علاقه زیادی به یادگیری نکات مختلف از مسترکلاس های نوازندگان معتبر دنیا داشته ام. حتما شما هم قطعات زیادی را از نوازدگی هم سطح خود شنیده اید و به روشی که آن ها قطعات را تفسیر و اجرا می کنند توجه کرده اید. از دیدگاه من اگر به شیوه ی اجرای و تفسیر این اشخاص توجه کنیم، می توانیم درس های زیادی را از آن ها بیاموزیم و سپس از آن ها در اجراهای خود استفاده کنیم.
در اینجا قصد دارم تا نکاتی را که در بعضی از مستر کلاس ها آموخته ام بیان کنم:
Jad Azkoul, Washington DC, January, 1993
David Russell, GFA Festival, Buffalo, October 1993
Philip Candelaria, Washington DC, March 1997
Manuel Barrueco, Washington DC, November 2001
1.جاد آزکول،، واشینگتن، ژانویه سال 1993:
یکی از نکات جالبی که در این کارگاه گیتار مشاهده کردم، برگزاری کنسرت های کوچک (mini-concerts) بود، که در آن تعدادی از گیتاریست ها دست به اجرای قطعتشان می زدند.
یکی از نکاتی که آزکول در مستر کلاس خود سعی در روشن کردن آن کرد، جلوگیری از تولید صدای نویزهای ناخواسته در هنگام اجرا بود. برای انجام این کار باید انگشت را طور کامل از روی سیم بلند کرد و سپس آن را در موقعیت دلخواه برروی سیم دیگر قرار داد. البته برای دقت بیشتر می توانید از بازو خود بعنوان اهرم استفاده کنید. اگر از اینکه این مر باعث می شود که لگاتو نوازی شما آسیب ببیند، نگران هستید، باید به شما بگویم این امر را نیز با سرعت عمل بالا می توان برطرف کرد.

نکاتی در مورد موقعیت نشستن:

آزکول به ما پیشنهاد کرد که پای سمت چپ خود را حدود 12 اینچ (سی سانتی متر) از جایگاه عادی خود ، عقب تر قرار دهیم. این کار باعث می شود تا قسمت بالایی بدن ،بدون اینکه به مفاصل پشت بدن فشاری بیاورد، در پوزیشن درست قرار گیرد.

این توصیه برای من بسیار کارساز بود، البته در ابتدا این عمل باعث گرفتگی عضله پای چپ من شد.
در هنگام نوازندگی انگشتان دست راست من نسبتا دارای مسطح بودند و از خم کردن آن ها جلوگیری می کردم. من اعتقاد داشتم که این عمل طبیعی است و باعث می شود که صدای پرتری را تولید کنم. همیشه مشاهده نوازندگانی انگشتان دست راست خود را در هنگام نوازندگی خم می کردند برای من ملال آور بود و اعتقاد داشتم که این عمل مانند چنگ زدن باعث می شود که صدای پری تولید نشود.

آزکول برایم توضیح داد که تنها راه بدست آوردن صدایی شفاف، تمیز و زیبا خم کردن انگشتان دست راست است.
در موردآکورد های سه صدای، او توضیح داد که برای نواتن آن ها باید از سه انگشتی استفاده کرد، که همیشه با هم نگه داشته می شوند.، منظور انگشتهای i.m.a است. این سه انگشت می تواند مانند یک انگشت بزرگ فرض شوند. البته اگر قصد دارید که از سیم خاصی صدای مورد علاقه تان را تولید کنید، این عمل برایتان کمی مشکل آفرین خواهد بود.
او اعتقاد داشت که پس از نواختن هر نت با انگشت شست برروی سیم ها باس، باید با به آرامی انگشت شست را به طرف سیمی که به آن ضربه زده ایم ببریم.

او همچنین توصیه ای را در مورد دست چپ کرد، او اعتقاد داشت که برای از بین بردن صدای اضافی در هنگام تکنیک گلیساندو، باید از فشار برروی سیم کاست. و درضمن برای آرپژ روان، باید دست چپ و راست به طور کامل با یکدیگر هماهنگ شوند.

. دیودید راسل، فستویال جی اف ای، اکتبر 1993:
اکثر موضوعاتی که در مستر کلاس دیوید راسل مطرح شد، مربوط به آنالیز و تفسیر قطعات بود البته نکاتی را در رابطه با بخش تکنیک توضیح دادند.
یکی از نکاتی که باعث تعجب من از یک گیتاریست قدرتمند و معروف شد، چگونگی استفاده از انگشتان دست چپ در هنگام اجرای نتهای زینت بود. او تاکید داشت، که برروی بعضی از قطعات که قصد اجرای نت های زینت را داریم، می توانیم به جای انگشتان ضعیف سه و چهار خود ار انگشتان سه و دو استفاده کنیم.

یکی دیگر از هنجویان درباره صدادهی نت های بعد از فرت دوازده سوالاتی را مطرح کرد و اعتقاد داشت که نمی توان صدای خوبی را در آن قسمت تولید کرد، و توصیه راسل این بود که می توان با استفاده از ویبراتو این مشکل را پوشش داد. او همیشه از این شیوه نیز استفاده می کند.
3.فیلیپ کاندلیریا، واشنگتن، مارچ 1977:
او اعتقاد داشت که استفاده از قاب گیتار( وسیله ای که به جای زیرپایی مورد استفاده قرار می گیرد و زیر بدنه گیتار قرار می گیرد) در بعضی از اوقات بدلیل تکان خوردن باعث از بین رفتن تمرکز در نوازندگی می شود.
او تاکید زیادی برروی تمرین با ضربه تکیه داشت، اما شخصا از ضربه آزاد استفاده می کرد.
او اعتقاد داشت که مهمترین نکته در تکنیک دست جپ انگشت گذاری است،شما می توانید بسیاری از مشکل های تکنیکی دست چپ خود را با تغییر انگشت گذاری، حل کنید. او از انگشت گذاری به عنوان اسلحه پنهان گیتاریست ها یاد می کرد.
4.مانوئل باروئکو،واشنگتن، نوامبر 2001:
مانوئل باروئکو در سال 2001 در مدرسه موسیقی لوین مستر کلاسی را برگزار کرد که در آن شرکت داشتم. نکاتی را که می توانم درباره ان مستر کلاس بیان کنم بدین شرح است:
باید با دقت بسیار فراوان سیم های گیتار را با انگشتان دست راست خود لمس کنید، اگر سیم ها از گوشت دست شما به طرف ناخن هایتان پرتاب شود، کنترل سیم ها از دست شما خارج خواهد شد.
به طور کلی دست راست شما ظرفیت اجرای ملودی و باس را از روش ضربه تکیه به صورت همزمان ندارد. شما باید از ابتدا تصمیم بگیرد که کدام یک از آن ها برایتان از اهمیت بیشتری برخوردار است. البته واضح است که در اکثر اوقات ملودی برایتان از اهمیت بیشتری برخوردار است. بهتر است که از ابتدا برای همه ضرب ها از ضربه آزاد استفاده کنید و بعد از مدتی رنگ و ضربه دلخواهتان را تعیین کنید.

از آنجایی که سیم هفتمی در گیتار کلاسیک وجود ندارد، نواختن ضربه تکیه برروی سیم ششم، به خوبی اجرای ان برروی سیم های دیگر امکان پذیر نیست، مانوئل به همین دلیل از انگشت شست دست راست خود به عنوان تکیه گاه در هنگام اجرای ضربه تکیه برروی سیم ششم استفاده می کنید. یعنی پس از ضربه انگشتان برروی انگشت شست تکیه می دهند.
هرزمان که اشتباهی را مرتکب می شودید، به صورت آگاهانه از خود سوال کنید که چه اتفاقی افتاده است.

تمرین با سرعت پایین از نظر موزیکالیته و تکنیکی اهمیت فراوانی دارد. این امر باعث می شود که با آرامی به طرف سرعت بالاتر حرکت کنید. تمرین با سرعت پایین این اجازه را به ذهن شما می دهد که درباره ی هرچیزی در هنگام تمرین فکر کند.

همیشه سعی کنید در هنگام اجرای نت ها بوسیله دست چپ، از انگشتان خود برای این کار کمک بگیرید، نه اینکه از تکام اجزای دست خود برای اجرای آن ها استفاده کنید. در ادمه مانوئل تمرینی را برای درک بهتر این موضوع پیشنهاد کرد، به این صورت که یکی از انگشتان دست جپ دست به اجرای تکنیک های دست چپ می زد، و دیگر انگشتان برروی فرت برد قرار می گیرند و هیچ حرکتی انجام نمی دهند.

   post-15.aspx نوشته شده در  شنبه بیست و سوم آبان 1388ساعت 12:6  توسط مدیر مسئول آموزشگاه    

      

 

 

  کلید شناخت انواع موسیقی

آیا ما مفهوم واقعی موسیقی را می شناسیم؟کدامیک را می پسندیم و کدام یک از انواع آن برای ما گویا تر است ومی توانیم با آن ارتباط برقرار کنیم؟
متاسفانه بعضی از واژه ها همیشه و به صورت دقیق گویای معانی و مفاهیم ظریف واقعی نیستند و به همین علت بیشترین کوشش فرزانگان و سخن سنجان همواره انتقال صحیح مفاهیم ظریف و شکننده ای است که در میان این گونه واژه ها وجود دارد.بنا بر این با استفاده از اصل "دلالت لفظ برمعنا" می توان حالت و صفت و به طور کلی ویژگی های ظاهری یک موجود "دال" را بر وجود دیگری به نام "مدلول" مشخص نمود که در بدو امر مشاهده و احساس نمی شود؛ به این معنی که با دیدن یک واژه "ذهن"ما به تصور "مفهوم"آن پرداخته و آن را مجسم می کند."تصورذهنی"انسان از واژه ی "موسیقی"نظیر صورتی است که در آینه منعکس می شود با این تفاوت که آینه "فعل پذیر محض" است ولی ذهن فعالیت دارد و متناسب با تخیلات نیازها سلیقه ها و خلاقیت ها و آگاهی صاحب آن " در تصور" خود  تصرف کرده است وازآن شکل و صورت جدیدی را متجلی می سازد.."|تصور"به اعتبار کمیت از نطر جز یا اجزا تشکیل دهنده آن سه گونه است.الف: تصور جزیی ب: تصور اضافی ج- تصورکلی.
تصور جزیی شامل یک مورد معین است که مفهوم آن مستقل بوده و ربطی به مورد دیگر ندارد مانند واژه "تار" و واژه "سه گاه" در موسیقی تصور اضافی شامل بیش از یک مورد است مانند "سازهای مضرابی" که می تواند شامل تار-سنتور-سه تار-گیتارو غیره باشد "تصور کلی" آن است که برای تعدادی زیادی از واژه ها در نطر گرفته می شود مانند واژه "ساز" در موقعیتی که شاکل نمام آلات موسیقی است .
"کلیت" نیز به نوبه خود به "جنس"،" نوع"، "فصل"، "عرض خاص" و عرض عام تقسیم می شود.
جنس تصوری است که به موجودات مختلف الحقیقه دلالت دارد مانند هنر که نقاشی، نمایش، ادبیات، سینما شعر و موسیقی را در بر دارد "نوع" به موجودات متفق الحقیقه دلالت دارد مانند انواع موسیقی چینی، ژاپنی ایرانی ،ملی، اصیل ،محلی، بومی که همه از انواع مختلف موسیقی هستند.
"فصل" وجه یاوجوه تمایزی است بین افراد یک نوع مانند تمایز بین موسیقی ایرانی و فرانسوی و موسیقی علمی و عامیانه. عرض خاص که وجه تمایزی است بین یک جزء از اجزاء یک نوع با کل آن مانند گوشه که یکی از اجزا ردیف در موسیقی ایران است.
عرض عام صفتی است مشترک میان افراد یک نوع مانند موسیقی محلی ،مقامی،عامیانه و سنتی که در موسیقی ایرانی صفت مشترک آن ها ایرانی بودن است.
البته این صفات در موسیقی کشور ما یا ملت های مختلف نیز صادق است به این معنی که کشور های دیگر نیز به نوبه خود موسیقی ملی ، محلی، مقامی ، عامیانه مخصوص به خود را دارند مانند موسیقی ملی ،محلی و مقامی کشور مجارستان.
از آنجا که ملت عبارت است ازمجموعه افراد یک کشور و ملیت شامل مجموعه صفات وخصائص افراد یک کشور است می توان گفت که موسیقی ملی مجموعه ای است شامل کلیه زیر مجموعه هایی که اجزا آن به شکار می روند و چون در این مورد در کشور ها و ملت های دیگر نیز صادق است بنا بر این می توان گفت " موسیقی ملی ایران" مجموعه ای است متشکل از زیر مجموعه هایی مانند موسیقی سنتی ،پاپ،اصیل،محلی یا فولکلوریک عامیانه شهری ،موسیقی روز عامه پسند بومی ، جدی و بازاری وغیره.

  *مصطفی کمال پورتراب

   post-14.aspx نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم آبان 1388ساعت 10:58  توسط مدیر مسئول آموزشگاه    

      

بداهه نوازی درموسیقی ایران

 روند های رایج بداهه :

هنر تکنوازی ِ آزاد اغلب با سخنوری مقایسه شده است. مطالعه ی سخنوری موسیقیایی در سنت های خاورمیانه ای ، نه فقط برای سهولت تحلیل ، بلکه همچنین برای تامین ِ انسجام معرفت شناختی ، با توجه به این مقولات انجام می شود. در واقع ، در این فرهنگ ها ، هنر ِ سخنوری ، نظم و نثر وسیعا در تداوم علم خطابت یونانی پخته شده است. شاخه های این علم خطابت کاملا با لایه های مختلف بداهه پردازی در موسیقی ، یعنی موارد زیر منطبق است:

 حافظه : خطیب کاملا یا تقریبا از بَر می کند ، هرگز از رو نمی خواند. به همین ترتیب ، بسیاری از موسیقی دانان عناصر مهم بداهه پردازی خود را آماده و از بَر می کنند ؛
 ترتیب : ترتیب عبارت و مُدگری ها؛
 ابداع : بدیع بودن ایده ها ؛
 طرز بیان : جستجوی فرم ، بازی کردن با فیگور ها ، کنایه ها ، سَبک ؛
 کنش ، تلفظ : استفاده از بدن و جلوه های صدا ؛

از میان همه ی این ها تلفظ و طرز بیان اهمیت ویژه ای در بداهه از نوع ِ غیر ضربی ( با وزن آزاد ) ، که سیالیت ِ گفتار قابل مقایسه است دارند. موارد دیگر ، بر عکس ، بیشتر به حوزه ی اهنگسازی مربوط می شوند.

از سوی دیگر ، جالب خواهد بود اگر فهرستی از فرایند های آهنگسازی خودانگیخته در سبک ردیف و مرتب کردن ِ آنها بر حسب سطوح مختلف ، از تغییر های جزئی ِ یک مدل مشخص ( اجرای مو به مو ) گرفته تا تغییرات آزادانه تر ، با گذر از درجات مختلف تفسیر ، ساده خواهد بود. این عملیات که احتمالا ترکیب شدنی خواهد بود، می تواند همانگونه که ما در اینجا مختصرا آورده ایم انجام گیرد. باید بر این واقعیت تاکید کرد که بداهه پردازی هرگز ، به طور سنتی ، نه موضوع تعلیم بوده است و نه موضوع رویکردی نظام مند. در این شرایط ، تعلیم آن به شیوه های غیر مستقیم ِ مختلفی صورت می گیرد :

 با جذب هوشمندانه ی ردیف که از برخی از آنها بهره برداری می شود؛
 با تقلید از بداهه – ساخته های اساتید؛
 با مقایسه ی ردیف ها مختلف به نحوی که بتوان از آن یک مدل انتزاعی ، جوهر هر گوشه را ف استخراج کرد؛
 فقط جذب مدل ها به جذب روند های خلاقیتی منجر خواهد شد که ایجاد ِ آثار یا تحقق اجرا های بدیع را ممکن می کند؛

 برخی روند های برخورد با متن موسیقایی :

ریتم :

 افزایش تُندا : سریع تر نواختن یک انگاره؛
 کاهش تُندا : کند تر نواختن یک انگاره؛
 تضاد مندی : استفاده از ارزش های ریتمیک ِ متضاد؛
 موزون کردن : ضربی نواختن ِ یک ملودی ِ غیر ضربی؛
 غیر موزون کردن : غیر ضربی نواختن یک ملودی ِ ضربی؛
 تغییر وزن : تغییر ریتم یک ملودی ؛
 نقطه گذاری : توضع تاکیدات در یک ریتم ِ غیر ضربی ( با وزن آزاد )؛
 تقطیع : تاکید بر میزان و ضرب بطور منظم ؛
 اعوجاج : از شکل انداختن تا حدی به معنای منفی؛

 تزئینات :

 تزئینات : افزودن زیور ها ( فیوریتورها )؛
 عریان سازی : حذف زیور ها؛
 نوع زینت : مقطعی یا گسترده . یا برُدری (روی کانوا ) و کوچک سازی ( به معنای کلاسیک کلمه )؛

 ملودی :

 اختصار : فشردگی ، تنوع ، گونه گونی تم ها و انگاره ها ، ساختار ها ؛
 تکرار : تکرار تم ها و انگاره های بدون تغیرات مهم که نشانه ی فقر در ابداع است؛
 رقیق کردن : بزرگ سازی ِ ملودی و استفاده از تزئینات سهل الوصول. تکرار؛
 پر مغز کردن : ملودی با تزئینات ، پل ها ، مقدمه ها ، فرود ها و ... آراسته می شود؛
 تفسیر : تم تغییر میابد ، اما هنوز قابل تشخیص باقی می ماند؛
 تقلید : تم تا اندازه ای به شکل ساده شده باز سازی می شود؛
 واپیچش : تم دیگر قابل تشخیص نیست، اما از برخی عناصر آن همچون مدلی برای یک واریاسیون ِ آزاد استفاده می شود؛
 درج : وارد کردن جزئی بیگانه با ملودی یا مُد به نحوی که با زمینه به خوبی جفت شود؛
 وصله پینه یا نقل قول : مثل بالا ، اما در اینجا درج با زمینه جفت نمی شود؛
 حشو : قسمتی که حکم پُل و پُر کننده دارد، مثلا برای میزان یا تم؛
 رنگ آمیزی : وارد کردن رنگها صوتی متضاد؛
 هنگام سازی : گذار به هنگام بالایی یا پایینی؛
 انتقال : گذار به تونالیته ای دیگر؛
 مُد گری : گذر به گامی دیگر؛
 تبدیل : انتقال تم به بخش دیگری از همان گام ؛

 و ...

 موقعیت ها و انگیزه ها :

چه چیزی هنرمند را به سمت بداهه سوق می دهد ، بجای اینکه قطعه ای را عینا بنوازد ؟ می توان ، ابتدا از موقعیت های زیر سخن گفت :

 به آواز خواندن ِ یک شعر. همراهی کردن ِ یک خواننده . دونوازی ِ آزاد ؛
 نواختن در تنالیته ای دیگر که نیاز به تغییر انگشت گذاری دارد ؛
 تغییر کوک یا تغییر تنالیته می تواند موجد ِ تاثیرات ِ صدا شناختی ِ دیگری ( مثل رنگ صوتی ، هماهنگی ِ اصوات ) شود که نیاز به تطبیق خواهد داشت ؛
 اشتباه : انگشت گذاری ِ اشتباه ، فراموش کردن یک گذر ( پاساژ ) ؛
 پریدن از یک قسمت و ایجاد یک پل برای ارتباط دادن دو بخش ؛
 وارد کردن ِ یک مُدگری ؛

 از میان انگیزه های ذهنی می توان به موارد زیر اشاره کرد :

 شکستن یکنواختی ، تفریح کردن: تکرار شکل های تثبیت شده عموما باعث ملال اجرا کننده می شود. درست است که برخی ها هرگز چیزی را در اجرا های خود تغییر نمی دهند ، اما دیگران در برابر ِ جذابیت ِ تفسیر مقاومت نمی کنند و به خلق پُل های ارتباطی ، سکته ها ، برُدری ها و ... دست می زنند. این اعمال در اجراهای گروهی ِ یک ساز ضربی ، که به اجرا کننده اجازه می دهد همواره متن ِ مرجع را گویی جلوی چشم داشته باشد، بسیار ساده تر است.

 استادان قدیم اغلب از اینکه برای شنوندگان ِ نا آگاه بنوازند ، اجتناب می کردند اما بیشتر هنرمندان ِ فعلی کمابیش خود را ، به ضرر خلوص ِ هنرشان ، با ذوق شنوندگان تطبیق می دهند. موسیقی ایرانی هرگز برای کنسرت عمومی در نظر گرفته نشده است . بنابراین چالب است ببینیم چگونه تکنوازان ِ سنتی اجراهای خود را بر حسب ِ شنوندگان تنظیم می کنند. کنسرت ها آنان را مجبور می کند بیش از یک ساعت بنوازند و اجرای خود را با وارد کردن ِ بخش های متعدد ضربی ، با رقیق کردن ملودی ها ، کاهش تُندا , ایجاد تضاد های بیشتر و غیر متنوع کنند. این امر نه برای استادانی که شناختی عمیق از کارگان دارند، بلکه برای آنانی که تنها به قوه ی تخیل خود اتکا می کنند مشکل ایجاد می کند.

« ردیف نوعی اطمینان موسیقایی به موسیقیدان می دهد . کسی که ردیف را می شناشد به خود اعتماد دارد و می تواند در هر جایی و هر زمانی بنوازد. بر عکس ، موسیقیدانی که ردیف را نمی شناسد باید روی الهاماتی حساب کند که گاه می آیند و گاه نمی آیند. به این ترتیب ، چنین موسیقی دانی نمی توانداین اعتماد بنفس را داشته باشد. این مسئله ای است که خود ِ من آنرا تجربه کرده ام » ( داریوش صفوت ، سُربُن )

 در قدیم ، هنگامی که هنرمندی حال ِ لازم را نداشت ، کافی بود تا برای مخاطبانش ردیف را بنوازد ، همانگونه که در غرب یا بسیاری از فرهنگ های شرقی اتفاق می افتد. امروزه که اجرای ردیف مقبول نیست ( چون بیش از حد شنیده شده است ) ، مخاطبین همواره به دنبال ِ چیزی تازه و تاثیر گذارند. بنابراین بسیاری از اجرا کنندگان خود را کمابیش مجبور به استفاده از چیره دستی ِ خود ، غافلگیر کردن مخاطب و تظاهر به فعالیت خلاقانه ی فی المجلس می بینند. خیلی ها به جای اینکه به خطرات بداهه ی خلاقانه تن دهند، تکنوازی های خود را از پیش آماده می کنند ، اما تنظیم ها و ساخته های خو را بطور ِ ضمنی همچون خلاقیت ها خود انگیخته ارائه می دهند. هیچکس نمی تواند حدس بزند که همه چیز برنامه ریزی شده بوده است ، مگر اینکه آنها را در موقعیتی دیگر بشنوند.

کارکرد اصلی بداهه در موسیقی شرقی برقراری ارتباطی خاص میان اجرا کننده ، مخاطب ، محتوای موسیقایی و اجرا و نیز میان ِ هر یک از این عوامل است. اجرای قطعات تثبیت شده آنقدر انعطاف ندارند که بتوانند بازتاب درونیات ِ اجرا کننده و یا شنوندگان باشد . بنابر ایناجرا کننده مجبور است تغیراتی در مُدل بدهد ، به نحوی که شکل را با موقعیت ها و حالات درونی هماهنگ کند. هنگامی که به این امر توفق میابد ، برخی فرآیندهای ارتباط گیری را که حال و طرب ِ اجرا را تشکیل می دهند به عمل در می آورد ، چیزی که شاید کارکرد اولیه ی بسیاری از اَعمال ِ موسیقایی باشد.

پایان ...

برگرفته از فصلنامه موسیقی ماهور / شماره ۳۷ ، نوشته ی ژان دورینگ ، ترجمه ساسان فاطمی ؛
همه ی نقل قول ها از استاد صفوت به کنفرانس وی در سال ۱۹۸۸ "سربن" مربوط می شود. 

   post-13.aspx نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت 11:50  توسط مدیر مسئول آموزشگاه    

      

سوگواره ای برای مشکاتیان

محمدرضا شفیعی کدکنی

 

اي دوست وقتً خفتن و خاموشي ات نبود

وز اين ديار دورً فراموشي ات نبود

تو روشنا سرود وطن بودي و چو آب

با خاکً تيره روزً هماغوشي ات نبود

ميخانه ها ز نعره تو مست مي شدند

رندي حريفً مستي و مي نوشي ات نبود

دودً چراغ موشيً دزدان ترا چنين

مدهوش کرد و موسمً خاموشي ات نبود

سهراب اضطراب وطن بودي و کسي

زينان به فکرً داروي بيهوشي ات نبود

در پرده ماند نغمه آزاديً وطن

کانديشه جز به رفتن و چاوشي ات نبود

در چنگ تو سرود رهايي نهفته ماند

زين نغمه هيچ گاه فراموشي ات نبود

اي سوگوار صبح نشابورً سرمه گون

عصري چنين سزاي سيه پوشي ات نبود

21 سپتامبر 2009، پرينستون

   post-12.aspx نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت 11:45  توسط مدیر مسئول آموزشگاه    

       "جزييات کامل بيست و چهارمین جشنواره موسيقي فجر "

"هنرمندان برجسته دنيا به جشنواره فجر مي‌آيند"

عكس از سايت موسيقي ما

جزئيات جشنواره بيست و چهارم موسيقي فجر با حضور مسئولان برگزاري در يك نشست مطبوعاتي تشريح شد. اولين نشست مطبوعاتي بيست و چهارمين جشنواره بين‌المللي موسيقي فجربا حضور محمدحسين احمدي مدير كل دفتر موسيقي ارشاد،بابك رضايي مدير اجرايي جشنواره موسيقي فجر،كامبيز روشن روان دبير بيست و چهارم موسيقي فجر و جعفري مدير روابط عمومي اين دوره در تالار وحدت برگزار شد.

احمدي:گروه‌هاي برتر و فاخر در جشنواره مي‌نوازند
مديركل دفتر موسيقي ارشاد با ارائه گزارشي از روند سه دوره جشنواره قبلي گفت:محوري‌ترين شعاري كه ما از جشنواره بيست و دوم آن را آغاز كرديم، افزايش و ارتقا كيفي جشنواره‌هاي موسيقي فجر بود.در جشنواره بيست و سوم شاهد رخدادهاي متفاوت ديگري چون حضور بخش رقابتي در جشنواره، حضور موسيقي مردم پسند كه عملا نظام اين بخش را همانند ديگر گونه‌هاي موسيقي فاخر به رسميت شناخت و ، توجه به جوانان مخصوصا قشر دانشجو به عنوان اصلي‌ترين مخاطبان حوزه موسيقي و آشنا كردن آنها با افت و خيزها و بها دادن به حوزه‌هاي آموزشي، هنرستانها و دانشگاهها و حمايت از گروه‌هاي برگزيده بود. وي ادامه داد:يكي از نكات سرنوشت‌ساز تداوم حضور دبير جشنواره براي سومين سال متمادي بود. احمدي با اشاره به بيست و چهارمين جشنواره موسيقي فجر گفت:در اين دوره به بخش جانبي توجه ويژه شده و اساتيد و صاحب‌نظران به عنوان داور حضور دارند .همچنين حضور گروههاي فاخر و برتر كه تاكنون در جشنواره نبودند و تقويت بخش رقابتي يكي از نكات جشنواره بيست و چهارم است.

روشن روان:جشنواره در 4 بخش رقابتي،جنبي،ويژه و بين‌الملل برگزار مي‌شود
درادامه اين نشست كامبيز روشن روان دبير جشنواره بيست و چهارم موسيقي فجر با بيان اينكه جشنواره امسال به شكل كامل‌تري برگزار مي‌شود،گفت:جشنواره بيست و چهارم در 4 بخش رقابتي،جنبي،ويژه و بين‌الملل برگزار مي‌شود كه در بخش رقابتي گروههاي محتلفي در بخش‌هاي سنتي،كلاسيك ،پاپ،كرال و آهنگسازي به رقابت با هم مي‌پردازند. وي ادامه داد:تا كنون 167 گروه موسيقي شامل 57 گروه سنتي،44 گروه كلاسيك،27 اركسترال ،26 گروه كرال و 27 گروه پاپ از تهران و شهرستانها براي حضور در اين بخش اعلام آمادگي كردند كه از اين تعداد 71 گروه به بخش رقابتي راه يافتند. اين آهنگساز با اشاره به هيات انتخاب بخش رقابتي بيان داشت:هيات انتخاب با حضور اساتيد گرانمايه موسيقي در شاخه‌هاي مختلف شكل گرفته كه براي هر شاخه 3 استاد موسيقي طي روزهاي مختلف با بررسي همه آثار،اين تعداد را براي حضور در جشنواره انتخاب كردند.

هيچ ژانري از موسيقي را حذف نكرده‌ايم
دبير بيست و چهارمين جشنواره بين‌المللي موسيقي فجر با اشاره به بخش جنبي اين دوره افزود:در اين بخش 35 گروه بانوان، شهرستاني، نواحي، كودك، سمفونيك، اركسترال و كرال اجرا خواهند داشت چرا كه ما در اين دوره سعي كرديم هيچ نوعي از موسيقي را حذف نكنيم.

هنرمندان برجسته دنيا به جشنواره فجر مي‌آيند 
روشن روان در ادامه اين نشست در خصوص بخش بين‌الملل اظهار داشت:امسال با توجه به داشتن زمان طولاني براي انتخاب گروههاي بين‌الملل،از اساتيد صاحب نام موسيقي جهان براي اجرا دعوت شده كه از آن جمله مي‌توان به حضور گروههايي از اتريش، ژاپن، هلند،ايتاليا، سوريه و اسپانيا اشاره كرد. وي ادامه داد:امسال با حضور اين گروهها موسيقي كلاسيك از دوره باروك تا حال حاضر بررسي مي‌شود.همچنين در اين بخش با حضور اين اساتيد مستر كلاس‌هايي نيز براي هنرجويان موسيقي و علاقمندان اين حوزه برگزار خواهد شد.

سي سال موسيقي ايران بررسي مي‌شود
دبير بيست و چهارمين جشنواره بين المللي جشنواره موسيقي فجر گفت:امسال به مناسبت سي‌امين سال انقلاب اسلامي بخش ويژه نيز به جشنواره اضافه شده كه يك قسمت از آن به ميزگردهايي اختصاص دارد كه هر روز در خانه هنرمندان ايران برگزار مي‌شود. وي تصريح كرد:در اين ميزگردها كه برنامه‌ريزي آن توسط يك تيم متخصص در خانه موسيقي انجام شده است،موسيقي ايران در طول 30 سال گذشته بررسي مي‌شود.

آثار ماندگار دهه اول انقلاب اجرا مي‌شود 
اين آهنگساز در ادامه به ديگر برنامه‌هاي بخش ويژه جشنواره اشاره كرد و گفت:اجراي آثار ماندگار دهه اول انقلاب از ديگر برنامه‌هاي بخش ويژه است.همچنين گروههاي مختلفي از جمله نواحي به مناسبت سي‌امين سال انقلاب آثاري را ساخته‌اند كه در اين دوره اجرا خواهند شد.

سمفوني بزرگ انقلاب 22 بهمن اجرا مي‌شود
روشن روان بيان داشت:سمفوني بزرگ انقلاب براي جشنواره آماده نمي‌شود و طي مذاكراتي كه با انتظامي داشتيم،ايشان اين سمفوني را براي 22 بهمن آماده مي‌كنند. وي افزود:بخش آهنگسازي نيز در بخش ويژه به مناسبت سي‌امين سال انقلاب نيز قرار دارد.

جشنواره بيست و چهارم در 8 تالار تهران برگزار مي‌شود
بابك رضايي مدير اجرايي بيست و چهارمين جشنواره موسيقي فجر گفت: جشنواره امسال از 19 تا 26 آذر در 8 سالن برگزار خواهد شد.بر اين اساس از 19 تا 25 آذر گروه‌ها به روي صحنه مي‌روند و 26 آذر مراسم اختتاميه جشنواره در تالار وحدت ساعت 18 برگزار مي‌شود. وي ادامه داد: تالار وحدت، رودكي، خانه هنرمندان، سالن اصلي تئاتر شهر، تالار كشور، فرهنگسراي هنر، نياوران، مجموعه انقلاب در اين دوره ميزبان گروه‌هاي موسيقي هستند كه به جز خانه هنرمندان و فرهنگسراي هنر و مجموعه انقلاب، در 5 سالن ديگر در دو 2 سانس 30/17 و 21 برنامه‌ها اجرا خواهد شد. مديرعامل انجمن موسيقي بيان داشت:در تالار وحدت بانوان، اركستر سمفونيك و بخشي از برنامه‌هاي بين‌الملل، در رودكي بخش اركسترال،در سالن اصلي تئاتر شهر بخش موسيقي رديف دستگاهي، در تالاربزرگ كشور بخش ويژه جشنواره و گروه‌هاي جنبي و منتخب ، در فرهنگسراي نياوران موسيقي كلاسيك،در فرهنگسراي هنر بخش كرال و در مجموعه انقلاب بخش رقابتي پاپ اجرا خواهند داشت.

پيش فروش بليت‌هاي جشنواره از 2 آذر آغاز مي‌شود
رضايي در ادامه با اشاره به نحوه فروش بليت‌هاي جشنواره گفت:پيش فروش بليت‌ها از 2 آذر در مراكز فروشي كه متعاقبا اعلام مي‌شود،آغاز مي‌شود به دو روز اول اين فروش به دانشجويان موسيقي و ساير رشته‌ها اختصاص دارد و از روز سوم فروش براي علاقمندان خواهد بود. وي افزود: امسال هم همانند سال گذشته تخفيف خريد بليت براي دانشجويان موسيقي 50 درصد و ساير رشته‌ها 30 درصد است. رضايي ادامه داد: بليت‌هاي تالار بزرگ كشور به دليل حجم زياد، به شكل اينترنتي به فروش مي‌رسد و امسال با توجه به برنامه‌ريزي‌هاي صورت گرفته براي هنرمندان كارتهاي ويژه براي حضور در تمامي برنامه هاي جشنواره در نظر گرفته‌ايم. وي درباره قيمت بليت‌هاي جشنواره گفت:سعي مي‌كنيم مبالغ كمتر از كنسرت‌هاي طول سال باشد تا درصد بيشتري از مردم از اين برنامه‌ها بهره ببرند.

حضور و اجراي بزرگان موسيقي در جشنواره موسيقي فجر
ددير اجرايي جشنواره بيست و چهارم موسيقي فجر از حضور بزرگان موسيقي در اين دوره خبر داد و گفت:طبق برنامه‌ريزي‌هاي صورت گرفته، امسال بزرگان موسيقي در جشنواره حضور و اجرا خواهند داشت كه در كنار اين اساتيد توجه ويژه به گروه‌هاي جوان است.

بودجه جشنواره كاهش يافته است
رضايي در پايان اين نشست در خصوص بودجه جشنواره امسال گفت:متاسفانه بودجه جشنواره نسبت به پارسال كاهش داشته اما با حمايت‌هاي جامعه هنري تلاش داريم كم شدن اعتبار لطمه‌اي به كيفيت نزند.

 
منبع : فارس

   post-11.aspx نوشته شده در  دوشنبه بیستم آبان 1387ساعت 2:0  توسط مدیر مسئول آموزشگاه    

       خبرهايي از...

محسن نامجو در جشنواره هنارت وين؛
"اجراي «زلف» همراه نوازندگان اتريشي"

عكس از سايت موسيقي ما

موسيقي ما- خواننده و آهنگساز جنجالي ايران، پس از خروج از كشور با سيل پيشنهادات براي اجرا مواجه شده و با آثار متفاوت خود طرفداران زيادي را به سوي خود جلب كرده است. محسن نامجو كه تا به امروز نتوانسته در كشور خود كنسرتي را با مجوز ارشاد به‌روي سن ببرد، به‌تازگي از تور آمريكا براي ادامه تحصيل به اتريش بازگشته و به محض ورود، در 18 اکتبر در شب دوم جشنواره هنارت حضور یافت.
در قسمت اول این کنسرت، گروه ایرانی – اروپایی وین هلسینکی قطعاتی از آهنگسازان اتریشی "توماس کریستین دیوید" و "گاتفرید ون اینم" را اجرا کردند و پس از آن نوبت به نامجو رسید. او به روی صحنه رفت و این بار نیز چون اجراهای تور آمریکای خود به اجرای سولوی کارهایش با سه‌تار و گیتار پرداخت. اما نکته جالب این کنسرت، قظعه پایانی این اجرا بود که نامجو قطعه "زلف" خود را با همراهی نوازندگانی از کشور اتریش به‌روی صحنه برد.
در اجرای قطعه "زلف" ساخته نامجو در جشنواره هنارت، الکساندر استوژیک (گیتار)، طاها عابدیان (آلتو) و الکس ماسچینگ (کنترباس) او را همراهی کردند. طاها عابدین نوازنده ایرانی ساکن اتریش، حدود 8 سال است که با اپرای وین و ارکستر فیلارمونیک وین همکاری می کند. او که گروه انسمبل وین هلسینکی را در اتریش پایه گذاشته، با موسیقی ایران نیز به طور حرفه ای آشناست. الکس ماسچینگ نیز نوازنده اتریشی و عضو رسمی ارکستر فیلارمونیک وین و انسمبل وین هلسینکی است.
"زلف" یکی از مهمترین قطعاتی است که محسن نامجو تاکنون ساخته و نه تنها از محبوبترین کارهای اوست، بلکه بارها نیز مورد نقد قرار گرفته است. نامجو به خاطر لحن خاصش در خواندن شعر معروف «زلف بر باد مده» حافظ، بارها متهم به مسخره کردن این شاعر شده است، اما او سرسختانه از این قطعه دفاع می‌کند و بارها در گفتگوهای خود اعلام کرده که این قطعه یکی از بهترین تلفیقهایی است که او توانسته بین موسیقی سنتی ایران و بلوز انجام دهد.
محسن نامجو همچنین تاکید کرده که ویدئوی این قطعه به زودی روی سایت شخصی او قابل دانلود خواهد بود. نامجو از 6 تا 21 سپتامبر 2008 ميلادي، در شهرهاي سانفرانسيسكو، نيويورك، واشنگتن، سان‌ديگو و لس‌آنجلس كارهاي خود را به‌صورت سولو اجرا كرد كه استقبال از اين برنامه‌ها بسيار خوب بوده است.
اولين جشنواره هنر و موسيقي ايران و ملل با عنوان "هنارت" كه در روزهاي 26 و 27 مهرماه (17و 18 اكتبر) در دانشگاه هنرهاي نمايشي و موسيقي وين برگزار شد، به همت موسسه "كندو" برگزار مي‌شود و قرار است هر سال در يكي از شهرهاي جهان و با حضور هنرمندان آن شهر و هنرمندان ايراني برپا شود.
جشنواره "هنارت" با حضور هنرمندان ايراني و اتريشي با اجراي كنسرت‌ها و نمايشگاه‌هايي در شاخه‌هاي موسيقي كلاسيك، موسيقي سنتي، موسيقي معاصر، مجسمه‌سازي، نقاشي، عكاسي و هنر چيدمان برگزار مي‌شود.
برگزار كنندگان جشنواره، هدف از برپايي آن را ايجاد فرصتي براي هنرمندان سرشناس ايراني و اروپايي در فضايي فرهنگي و هنري و به دور از هرگونه پيش‌داوري اعلام كرده‌اند تا هنرمندان با استفاده از زبان بين‌المللي هنر كه آن را نياز به هيچ ترجماني نيست به گفتگو و تبادل نظر بپردازند.

منبع : ميراث فرهنگي
 

كنسرت مشترك استاد عليزاده ومحمد رضا درويشي

- - "عصيان"در تالار بزرگ وزارت - -

عكس از سايت موسيقي ما

موسیقی ما- بنابراین گزارش و به نقل از پايگاه خبري فرهنگ و آهنگ، اين برنامه در روز6 دي‌ماه در دو نوبت و در ساعت‌هاي 16 و 21 و در روز 7 دي ‌ماه تنها در ساعت 21 برگزار خواهد شد.
بنابراين گزارش، فروش بليت‌هاي اين‌كنسرت نيز از روز 11 آذرماه به دو شكل اينترنتي و گيشه‌اي صورت مي‌گيرد. قيمت بليت‌هاي اين برنامه به روال كنسرت‌هاي بزرگ از 10تا 40 هزار تومان در نظر گرفته شده است.
در بخش اول اين برنامه قطعه "كليدر" از ساخته‌هاي "محمدرضا درويشي" براساس رمان نام‌آشناي "محمود دولت‌آبادي" توسط بخش زهي اركستر سمفونيك ناسيونال اكراين اجرا مي‌شود. بخش دوم برنامه هم شامل اجراي سه اثر "ني‌نوا"،"عصيان" و"تركمن" از ساخته‌هاي حسين عليزاده خواهد بود.
قطعه ني‌نوا نسبت به اجراي منتشر شده تغييري نخواهد داشت، اما دو قطعه عصيان و تركمن با تنظيمي جديد كه با همكاري "هوشيار خيام" انجام شده اجرا خواهد شد.
در اجراي قطعه تركمن، "حسين عليزاده"، "مسعود شعاري" و "بهداد بابايي" به عنوان نوازندگان شورانگيز و سه‌تار در كنار نوازندگان زهي اركستر سمفونيك ناسيونال اكراين قرار خواهند گرفت. اين اركستر زهي توسط "ولادمير سيرنكو" رهبري خواهد شد.
اين كنسرت توسط مجله فرهنگ وآهنگ و با همكاري انجمن موسيقي ايران برگزار خواهد شد.

با تشكر از منبع محترم :سايت موسيقي ما

   post-10.aspx نوشته شده در  دوشنبه بیستم آبان 1387ساعت 1:51  توسط مدیر مسئول آموزشگاه    

       آه حسرت "دلشدگان"

جمعه شب در کمال ناباوری شاهد پخش فیلم "دلشدگان " ، اثر  تاریخی مرحوم علی حاتمی بودیم.

اما از آن ناباورانه تر ، تکه تکه کردن این فیلم بود که ای کاش مسئولان محترم سیما هیچگاه این فیلم جز صد فیلم برتر سینمایی به شمار نمی آورند تا به این شکل پخش شود.

برای اهالی موسیقی و سینما و همه هنردوستان نیازی به توضیح نیست که این فیلم محصول سال 1370 است که نویسنده ، تهیه کننده ، طراح صحنه و کارگردان آن مرحوم علی حاتمی است.

از نکات حائز اهمیت ، همدلی مجموعه دست اندرکاران برای ساخت این فیلم بوده است.

همکاری  افتخاری استاد شجریان برای خواندن آواز و تصانیف ، ساخت موسیقی فیلم توسط استاد علیزاده ، بازیهای روان و بیاد ماندنی فرامرز صدیقی ، امین تارخ ، سعید صمیمی ، اکبر عبدی و حمید جبلی  که برای بهتر ایفا کردن نقش خود حتی مدتی را به مشق موسیقی پرداختند ، اشعار زنده و جاری در فيلم مرحوم فریدون مشیری در کنار هنر کارگردانی و نویسندگی علی حاتمی مجموعه ای را پدید آورد که حاتمی آنرا به مناسبت هزاره باربد به هنرمندان موسیقی ایران تقدیم  کرد.

تا لحظه شروع فیلم ، با خود فکر می کردم که حتماً فردای آن روز تحسین موسیقی دانها و هنرمندان سینما را نسبت به تغییر نگرش مسئولان سیما در پخش فیلمی که سراسر ساز است و آواز آنهم در شرایطی که تا قبل از این سازها پشت گلدان مخفی می شد یا زنبور و کوه به جای آن نمایش می دادند،شاهد خواهیم بود.

اما پخش بهتر است بگوییم تکه هایی از فیلم دلشدگان این حسرت را در دل هنرمندان دلسوخته باقی گذاشت .

اتفاقا صحنه های حذف شده ، جز بکرترین و حرفه ای ترین تصاویر به لحاظ دیالوگ های منحصر به فرد علی حاتمی ، فیلمبرداری ، صحنه آرایی و بازیگری هستند که حذف آنها به جرم وجود ساز و نوازندگی ، آسیب جدی به روند داستان فیلم نیز وارد کرده است .

از جمله آنها می توان به موارد زیر اشاره کرد.

  • آغازین تصاویر فیلم که پیر ساز سازی ، تکه چوبی را به سازی تبدیل می کند و از جانش برای ساختن بهترین صدا از این ساز مایه می گذارد و پس از نوازندگی اساتید نامی آن دوران براي تائيد صداي ساز، نام دلنواز را بر آن می نهند.
  • قسمتی که عیسی خان وزیر ، استعداد وافر شاگرد طباخ منزلش را در ريتم ، شناسایی و به آموزش او همت می گمارد .نحوه آموزش عیسی خان به شاگردش که استاد حاتمی به ظرافت آن را به تصویر کشیده ، یکی از زوایای تاریخ موسیقی ایران در آموزش سازهای ریتمیک ، قبل از ورود " نت " از اروپا به ایران را به نمايش مي گذارد.
  • ماجرای عشق شاهزاده خانم نابینایی که مجذوب اشعار نغز شعر پارسی با صداي طاهر خواننده شده  و حتی برادر بیمارش که در حوالی محل تمرین طاهر بستری بوده از تاثیر نوای دل انگیز موسیقی ایرانی بهبودی نسبی می یابد.

تصاویری که طاهر در آنها آواز می خواند نیز خود ماجرایی خواندنی دارد.

استاد شجریان که آواز این مجموعه را خوانده و امین تارخ نیز در نقش طاهر به ایفای نقش پرداخته در این باره می گوید:پس از خواندن سناریو در حالی که از آسمان برف می بارید ،  ضبط صوت را برداشته و به کوه رفتم.در آنجا چند قطعه آوازی به صورت کاملاً بداهه اجرا و ضبط کرده و به حاتمی ارائه دادم.

مرحوم حاتمی که خود هنرمندی باریک بین و دقیق بوده است در برخی از قسمتهاي فيلم ،  بر اساس آواز شجریان ، تغییراتی جزیی اعمال می کند.

  • قسمتي كه طاهر خواننده به دليل پيمان شكني مدير فرانسوي برنامه ها از خواندن به همراه گروه در هنگام كنسرت محروم شده و با عقده اي به گلو در بيرون و رو ي پلكان ورودي سالن كنسرت ، آخرين آواز زندگي اش را با مطلع " مرا چشميست خون افشان ز دست آن كمان ابرو " به گوش حاضران در سالن مي رساند و جان مي دهد.

هر چند كه سانسور هاي بي رحمانه اين فيلم چيزي از ارزشهاي آن كم نمي كند اما اگر توجه كنيم كه فيلم مرحوم حاتمي در واقع به گونه اي ، چگونگي ضبط اولين صفحات موسيقي را در اواخر دوره قاجار به تصوير كشيده و هم در همين فيلم اشاره اي به اوضاع نا به سامان ايران در آن دوران دارد، به عمق آسيبي كه حذف ناشيانه بسياري از صحنه هاي اين فيلم زد پي خواهيم برد.

نكته اينجاست كه اصلاً در اين برهه كه هنرمندان موسيقي ديگر تقريباً از سياستهاي سيما در ماهيت برخورد با موسيقي نااميد شده و انتظاري از اين رسانه ندارند ، چه نيازي به پخش اين فيلم آنهم با اين سبك و سياق ممتاز ! احساس مي شد ؟

آيا در دوراني كه دشمن با هر روش و ترفندي و با سرمايه گذاريهاي آنچناني براي ساخت پروژه هاي عظيم سينمايي سعي در هجوم همه جانبه به فرهنگ و هنر اين سرزمين دارد ، بايد با اثري مانند دلشدگان كه گناهي جز بيان گوشه اي از تاريخ هنري ، فرهنگي و اجتماعي و حتي سياسي  اين مرز وبوم ندارد اين گونه رفتار شود ؟

در داستان فيلم مي بينيم كه در پايان گروه موسيقي علي رغم مصايب فراون موفق به ضبط صفحه موسيقي مي شود اما در راه بازگشت استاد حاتمي به شيوه منحصر به فرد خودش سرگذشت اين گروه را در تابلو نقاشي نشان مي دهد كه در آن يك كشتي در حال غرق است و تعدادي صفحه موسيقي دستخوش  امواج خروشان درياست .حتما حاتمي نمي دانست كه 16 سال بعد در جمعه شبي ، فيلم او نيز  آسيبي كمتر از امواج خروشان دريا نصيبش  نخواهد شد.

سخن دراز كشيديم و همچنان باقي است .

كسي نمي داند ، شايد هم تصاوير اين فيلم به قدري اغوا كننده بوده كه حتما براي مقابله با تهاجم  فرهنگي و نابه هنجاريهاي اجتماعي بايد 21 دقيقه آن سانسور مي شد!!

 

 

 

كامران حدادي

http://awazedel.blogfa.com

 

   post-7.aspx نوشته شده در  سه شنبه هشتم خرداد 1386ساعت 11:41  توسط مدیر مسئول آموزشگاه    

      

بخشي از مانيفست استاد محمد رضا لطفي در زمينه آموزش و پيوند اجزاي موسيقي ايراني:


هنگامي كه ما از ملتي يا كشوري واحد سخن مي‌گوييم، در اصل از حفظ تماميت ارضي و جغرافيايي، حفظ و حراست ذخائر كشور، و نگاهداري از هنر و فرهنگ مرز وبومي كه ميراث تاريخي و قومي ما است، سخن به ميان آورده‌ايم.


امروزه وقتي از اروپاي واحد يا آمريكاي واحد با (بيش از 50 ايالت) صحبت مي‌كنيم، منظور ما دربرگرفتن منافع همه آحاد كشور و رعايت تمامي يك ملت در همه وجوه آن است.


ايران به عنوان يكي از بزرگترين كشورهاي منطقه نيز كه دربرگيرنده گروه‌هاي قومي نژاد آريايي به شمار مي‌آيد، نمي‌تواند بيرون از تعريف داده شده بالا باشد. با اين تفاوت كه درجه رشد تاريخي هر يك از اين كشورها با يكديگر، بنا به دلايل مختلف متفاوت و سطح رشد هر يك، تابعي از عوامل گوناگون است.


اختلاف سطح رشد استان‌هاي گوناگون ايران در بعضي از بخش‌ها چنان است كه تفاوت‌هاي فرهنگي عمده‌اي را پديد آورده است. اين تابعيت رشد كه مبتني بر اقتصاد و شرايط جغرافيايي و حوادث تاريخي و پاره‌اي فاكتورهاي ديگر مي‌شود، تفاوت فاحشي را بين ما ملت ايران بوجود آورده است. امروز با گذشت هزاران سال براي هر يك از استان‌هاي ما سنتي، آئيني، پيشينه‌اي، گويشي، زباني، فرهنگي و هنري و در بعضي از مناطق مذهبي و اعتقادي وجود دارد كه مردم اين مناطق از آن پاسداري مي‌كنند و اين پاسداري كه تابعي از دريافت‌هاي هر استان به شمار مي‌آيد، مسلما حق طبيعي مردماني است كه در آن زندگي مي‌كنند. اگر بخواهيم براي همه اين استان‌ها يك مشخصه بارز را در نظر بگيريم، بايد بگوييم حفظ تماميت ارضي بزرگترين دستاورد مردم غيور و سلحشور ايران است.


سوال اين است: آيا حفظ تماميت ارضي ايران، بدون اعتقاد به ملت يعني مذهب، آئين، زبان، تفكر، هنر، فرهنگ و عرفان امكانپذير است؟ و آيا رعايت و احترام به يكديگر؛ در يك كلمه بدون همدلي و همفكري مشترك و شور و مشورت وجود خواهد داشت؟ مسلما خير.


امروز اگر تازه اروپا مي‌رود تا رسما واحد شود، بدين خاطر است كه از تمامي اين محسنات مشترك برخوردار است و همه كشورهاي اروپايي در فاصله كمتر از 50 سال با كمك نيروهاي مولد، اين كشورها و كمك مستقيم كشورهاي مرفه‌تر، همگي در صنعتي شدن و بعدها در تعاريف علمي و هنري و حتي فرهنگي به همگوني رسيدند كه اين عامل خود وحدت اقتصادي و سياسي و هنري و فرهنگي و حتي وحدت مذهبي تمامي كشورهاي قاره اروپا را رقم زده است.


رسيدن به وحدت ملي تابعي از درجه رشد و دريافت درست مردمي است كه در يك پهنه جغرافيايي خاص زندگي مي‌كنند و با يكديگر در هارموني هستند. اولين دستاورد اين هارموني، دوستي و صلحي است كه ميان آنها رخ مي‌دهد و اجازه نمي‌دهد تا به خاطر تفاوت‌هايشان، درگيري خصمانه‌اي رخ دهد و علاوه بر آن خرد جمعي و رهبري مركزي و شركت مستقيم آنها در اين رهبري نمي‌گذارد روابط مردم مسلحانه شود.


در اين هارموني چند عامل مهم وجود دارد؛ وحدت مذهبي كه بر پايه احترام متقابل اعتقادات شكل مي‌گيرد، فرهنگ و هنر و احترام گذاشتن به هر يك از آنها را مي‌توان بارزترين و پررنگ‌ترين آنها دانست.


اگرچه مذهب رسمي ما شيعه است، اما احترام به اهل تسنن، ارامنه، يهوديان، آسوريان، زرتشتيان، سلسله‌هاي مختلف عرفاني و همه و همه، عوامل مهم وحدت ملي ما و حفظ تماميت ارضي ما محسوب شده و مي‌شود. اينكه تركمن‌ها، بلوچ‌ها و گيلاني‌ها، مازندراني‌ها، فارس‌ها متفاوتند، نبايد بگذارد كه وحدت عمل ما تضعيف شود. اينكه هنر هر يك در چارچوب اعتقادات ملي‌شان گوناگون است، نبايد بگذارد كه اكثريت، حقوق آنها را خداي ناكرده ضايع كند. اينكه زبان بعضي از استان‌ها متفاوت است نبايد رنجشي براي ما مركزنشين‌ها پديد آورد، اينكه رنگ مردم بعضي از استان‌هاي ما تيره‌تر از گيلاني‌هاست نبايد باعث تقابل مردم اين مرز و بوم شود، اينكه در مذهب رسمي ما بنا به سنت جهان انسان در بعضي از عرصه‌هاي فرهنگي و هنري متفاوت ارزيابي و تبيين ديني، فلسفي مي‌شود، نبايد گذاشت كه مراسم زار بندرعباس تعطيل شود. مي‌خواهم بگويم كه ما، در چارچوب تاريخ كشورمان هميشه با هم متفاوت بوده‌ايم. اما عشق به هنر و فرهنگ ايران به وحدت كمك شاياني كرده است. بين ما تقابلي نبوده و نبايد باشد. در يك جمله كوتاه، ما تنها در همين تماميت ارضي متفاوت بوده‌ايم و همين تفاوت است كه هنر و فرهنگ ايران را چنين رنگين، غني، پرمحتوا و زيبا كرده است.


برايتان مثال مي‌زنم، نگاه كنيد به فرش ايران و گليم‌هاي زيباي آن. فرش تبريز، اصفهان، كرمان، قم، بيرجند، سبزوار، كردستان، بلوچستان، همه اين نمونه‌ها، بخاطر سليقه هنري و فرهنگي و گاهي حتي سليقه مذهبي و عرفاني با هم بسيار متفاوتند، اما ما با فرهنگ‌هاي گوناگون آنها را خريداري و خانه‌هايمان را فرش مي‌كنيم.


اگر چنين است پس چرا در عرصه‌هاي ديگر هنري، گاهي تنگ‌نظر، بحران‌زده و نگران مي‌شويم و در يك كلمه، مي‌ترسيم. از شروع انقلاب 57 قرار بود ملت ما با وحدت كلمه و با وجود همه تفاوت‌هايشان كه در اين مقدمه قيد شد، كشور را بسازند. در سال اول انقلاب مگر ما براي موسيقي جدي (از همه دست) منعي داشتيم. راديو از همه نوع موسيقي خوب با كيفيت استفاده مي‌كرد. حتي <راديو دريا> موسيقي پاپ خوب هم پخش مي كرد. مگر نه اين است كه فرهاد، خواننده معروف و متعهد پاپ، بر پايه شعري از شادروان سياوش كسرائي كه درباره پيامبر اسلام محمد رسول‌ا... سروده بود، به آن زيبايي نخواند، آيا كسي در حكومت آن را منع كرد. حتي صداي خانم‌هايي كه در روند موسيقي از احترام هنري بيشتري برخوردار بودند، ممنوع شد.


شعار انقلاب، سازندگي، وحدت عمل، مهرباني، صلح و دوستي و عدالت اجتماعي بود و بر اين اساس مي‌رفت تا ايران به موقعيت شكوفاتري دست يابد. رابطه با كيفيت ميان آدميان در خيابان‌ها و دانشگاه‌ها در جريان بود و اين اولين تقابل فكر با فكر و احساس با احساس بود اگرچه در بعضي از عرصه‌ها درگيري‌هايي بود اما صبوري و تحمل نظر ديگران به خصومت كشيده نمي‌شد. متاسفانه بنا به دلايل زياد كه بحث آن در اين مجلس لزومي ندارد و موضوع من در اين گفت‌وگو نيست، همه چيز به رودخانه‌هايي رفت كه انتهايش به درياي معرفت ختم نمي‌شد، در نتيجه آب زندگي در زمين‌هاي باير فرو نشست و شريان زنده زندگي را در بعضي از عرصه‌ها دستخوش غم و اندوه زيادي كرد.


اينكه من مي‌گويم فرهنگ‌ها مي‌توانند در يك كشور متفاوت باشند اما منجر به تخاصم يا رويارويي نشود، به بيراهه نرفته‌ام. ايران كشوري است پرنگار، زيبا و هر بخش از اين كشور با توجه به ساختار اصلي آن با ديگر بخش‌ها تفاوت‌هايي دارند. حال بايد ديد چگونه بايد آن را تعريف كرد كه پايه‌ريزي براي آن آسان و تداومش رسيدن به ديالوگ غيرخصمانه و اصولي باشد كه حاصل آن بالطبع رشد كشور خواهد بود و بر اين اساس حكومت يا حداقل بخش عمده‌اي از حكومت و دولت بايد بدان سمت در حركت باشند.


ابتدا بايد بتوانيم با اين مقدمه اين تعريف را در مورد استان بپذيريم كه: هر يك از استان‌هاي ايران با حفظ تماميت ارضي، احترام به مذهب شيعه و فرهنگ اكثريت بايد بتوانند هنر و فرهنگ خودشان را حفظ و حراست كنند. هر يك از افراد استان‌ها به عنوان يك شهروند ايراني بايد بتوانند به حفظ ميراث ايران زمين از هنر و فرهنگ و سنت‌هايشان دفاع و از آن نيز حراست كنند. انسان ابتدا از خانواده‌اش بايد دفاع كند و بعد فاميل، ده، قصبه، شهر و كشورش. نمي‌شود از كشور دفاع كرد در حالي كه خانواده امنيت اجتماعي ندارد و فقر با سطح نابرابرش در ايالت‌هاي دورافتاده از مركز غوغا مي‌كند.


بايد بلوچي، سيستاني، خراساني، شيرازي و گيلاني باشند تا ايراني نمايان شود: يعني همه آحاد ملت.


اما در اين تعريف چه مشكلي پديد مي‌آيد؟ اولين مشكل تفاوت سنت‌ها،‌آئين‌ها، زبان و حتي مذهب و سلسله‌هاي عرفاني و سازمان‌يافتگي انديشه‌ها و نحوه برخورد آنها به جهان عيني است، كه از طريق ذهنيت تاريخي تجزيه و تحليل مي‌شود و همان‌گونه كه يادآور شديم تابعي است از تاريخ و سطح رشد هر منطقه. براي مثال در بلوچستان يا كردستان، موسيقي به عنوان بزرگترين دستاورد تاريخ انسان منع مذهبي ندارد و اين موسيقي در فرهنگ نهادي اين دو قوم با روح و روان انسان‌ها تنيده شده و كسي ياراي نفي آن را ندارد و امروزه نيز آنها به اين دليل از موسيقي‌شان بيشتر از حاشيه كوير استفاده مي‌كنند. در اينجا، خط بطلان كشيدن و جلوگيري و سدكردن آن به هر دليل ابتدا، تماميت ارضي، آنگاه تقابل فرهنگي و خصومت قومي را به‌دنبال مي‌آورد چنانكه تاكنون تاحدودي به وجود آورده است. اين مثال درست مانند آن است كه ما بگوييم فارس‌هاي حاشيه كوير به جاي لباس سفيد ضد نور و گرماي زياد از پارچه‌هاي مشكي استفاده كنند. اين دستور از مركز بدين معني است كه مردم همه مي‌توانند به خاطر گرما از دست بروند. اينكه باز اشاره كردم كه جغرافيا و سنت، تابعي از اقليم و مختصات ما است به همين دليل است.


مثال ديگري مي‌زنم. در كردستان ساليان دراز است كه موسيقي خانقاهي وجود دارد و اين نوع موسيقي به صورت رسمي در تكيه‌ها و گاهي به صورت خصوصي در منازلي خاص به اجرا در مي‌آيد. در مذهب شيعه بنا به سنت و دستورات ديني اين سنت شنيداري چندان معمول نيست. اگر در بعضي از اين فرقه‌ها سازي زده مي‌شود بسيار خصوصي است. اين سنت طي نزديك به 400 سال جا افتاده و تاكنون هم نه پيران طريقت و نه دراويش با آن مشكل چنداني نداشته‌اند و در غايت به مثنوي خواني و گاهي غزل خواني عرفاني اكتفا مي‌كردند. حال ما مي‌آييم و سنت دراويش مثلا كردستان يا تركمنستان ايران را تعطيل كنيم و نمي‌گذاريم گروهي از مردم اين ايالت‌هاي بزرگ ايران مراسمشان را تداوم بخشند. اين اولين قدم در تعدي به حقوق تاريخي ملت ايران است كه مسلما منجر به نفاق، ازبين رفتن وحدت كلمه مي‌شود .گيلاني‌ها در مراتع برنج به هنگام شالي‌كاري مي‌خوانند و با آن لباس‌هاي رنگي خاص كه يا لباس ملي آنها است به توليد كشور كمك مي‌كنند. حال اگر ما بياييم و بنا به هر دليلي جلوي اين سنت را سد كنيم نتيجه‌اش مسلما صلح و دوستي بين مردم ايالت‌هاي ما را تقويت نمي‌كند. بلكه شرايط نابودي آن را فراهم مي‌سازد. من تلاش مي‌كنم كه بگويم ما كشوري هستيم مانند يك پارچه رنگين زيبا كه دست خداوندي تكه‌هاي ما را بهم دوخته است. اگرچه چهل تكه هستيم در يك هارموني بي‌نظير جلوه كرده‌ايم و تاكنون با سختي‌ها، ستيز‌ها، تعدي‌هاي بيگانگان چه مغول‌ها، تيموريان، افغان‌ها و [در دوران مدرن] آلمان‌ها، انگليسي‌ها، روس‌ها و حتي در مراحلي عرب‌ها و عراقي‌ها جنگيده‌ايم و از تماميت ارضي ايران دفاع كرده‌ايم. من مي‌گويم اگر همه ملت را به دفاع از ايران فرامي‌خوانيم بايد در سود و زيان و احترام به آنها نيز آنها را شركت دهيم. ما نمي‌توانيم شركت سهامي درست كنيم كه تنها در زيان در آن باشيم اما در سود كنار زده شويم. منظور من تنها سود مادي نيست بلكه سود هنري و فرهنگي و احترام گذاردن به آن است. اگر همه جوانان ما به سربازي احضار مي‌شوند پس در سازندگي نيز بايد همه شركت داشته باشند. اگر بگوييم ارامنه نبايد در اين سازندگي شركت كنند، پس بايد به سربازي هم احضار نشوند. اين موضوع‌براي كردها و بلوچ‌ها، خوزستاني‌ها و غيره نيز صدق مي‌كند. دفاع از هنر و فرهنگ هر ايالتي به جرات مي‌تواند جانمايه اتصال و وحدت مردم ايران زمين باشد كه من به عنوان يك هنرمند موسيقي نواز متعهد، آرزومند آن هستم.


با اين مقدمه است كه ما مي‌توانيم وارد تقسيم‌بندي موسيقي‌هاي ايالتي شويم و اين بدان معنا است كه احترام به ارزش‌هاي مردم همه ايالت‌ها، تابع سنت‌هاي قومي است و عدم دخالت مركز. در هر استاني موجب توليد برنامه ‌هنري و فرهنگي تحت نظر متخصصان خواهد شد و اگر اين را بر برنامه و بودجه استاني براي اين منظور در نظر گرفته شود و مركز نيز براي كمبود‌ها، بودجه‌اي كشوري تعيين كند، هنر و فرهنگ نيز احتياج به حمايت مركزي دارد برپايه استقلال استاني كه تابعي است از قانون اساسي كشور به رشد و بالندگي خواهد رسيد. با اين توضيح پس هر ايالتي مانند ايالت‌هاي فارس مي‌تواند همان تقسيماتي را داشته باشد كه ما در مركز داريم كه اهم آنها عبارتند از:


1-‌موسيقي دستگاهي رسمي 2- موسيقي شهري كه تابع سنت هنري و فرهنگي در هر ايالت و شهر مي‌شود. 3- موسيقي حاشيه‌اي 4- موسيقي ده و روستا 5- موسيقي مذهبي 6- موسيقي خانقاهي 7- موسيقي آييني 8- موسيقي زهي - 9- موسيقي بزمي 10- موسيقي روز و پاپ ايراني و منطقه‌اي. هر استاني موسيقي رسمي كشوري دارد مانند زبان فارسي كه همه ايرانيان در مدارس آن را فرا مي‌گيرند. و اين مساله باعث پيوند همه ملت‌ها مي شود. موسيقي رسمي، موسيقي دستگاهي رديف شده‌اي است كه ريشه در تاريخ قومي همه ملت‌ايران بخصوص فارس‌ها دارد. موسيقي رسمي دوم، موسيقي رسمي مردم گيلان است كه تابعي است از زبان و گويش گيلاني، يا در كردستان زبان كردي. اگر فرض را بر اين بگذاريم كه گيلان خود يك استان مستقل است مانند يك كشور (گفتم فرضا) اين استان مسلما يك زبان رسمي كشور دارد پس يك موسيقي رسمي كشوري هم بايد داشته باشد كه اروپايي‌ها بدان موسيقي كلاسيك مي‌گويند و اين موسيقي در همه كشورهايشان با مكاتب مختلف در جريان است. حال در آلمان در موسيقي بتهوون جلوه‌گر مي‌شود، در فرانسه دبوسي و راول، در ايتاليا وردي و پالسترينا و ويوالدي و در آمريكا دورژاك و استراوينسكي و ارون كوپلند و شوئنبرگ.


پس از اين موسيقي رسمي كشوري گيلاني‌ها يك زبان رسمي براي خودشان دارند كه زبان مادري‌شان است و مسلما بخاطر گويش زباني و مخرج‌هاي صوتي‌شان يك <موسيقي رسمي گيلان> هم دارند با سازهاي متفاوت و نحوه اجرا و زيباشناسي متفاوت. در گيلان نيز مانند موسيقي رسمي ما، موسيقي شهري - قصبه‌اي و روستايي (مانند فارس‌ها) نيز وجود دارد. جالب اينجا است كه اين قوم مانند مكاتب‌هنري فارس، شيوه‌هاي گوناگوني هم دارند مانند مكتب موسيقي گيلان بخش ديلمان. اگرچه هنوز اين استان‌ها صورت‌بندي تعريف شده‌اي را رقم نزده‌اند اما به صورت شفاهي و تاريخي، خود مردم اين ديار تفكيك‌هايي براي آن قائلند. مانند موسيقي حاشيه‌درياي خزر يا كوهپايه‌هاي گيلان.


هريك از اين استان‌ها نيز موسيقي مذهبي، آييني، رقص‌هاي روستايي و شهري داشته و اگرچه لباسشان براي ما فارس‌ها و بقيه استان‌ها يك شكل و يكرنگ به نظر مي‌آيد اما در واقع اين‌گونه نيست. آنها در اين زمينه تقسيم‌بندي خودشان را دارند و از طريق لهجه، نوع لباس پوشيدن و موسيقي‌شان خيلي سريع قابل شناسايي هستند.


ديگر استان‌هاي غيرفارس ايران نيز تابع همين موضوع هستند. حال ما فارس‌ها كه در اكثريت هستيم و حكومت مركزي و اكثريت در دست ما است چه بايد بكنيم؟ نحوه برخورد ما مي‌تواند دربرگيرنده نكات زير باشد:


1-‌احترام گذاشتن به آنها 2- در نظر گرفتن بودجه كشوري براي رشد آنها در زمينه فرهنگ و هنر رسمي‌شان البته در درجه اول و حمايت و كمك به آنها براي احياي زبان، فرهنگ و هنر قومي استاني آنها 3- سازماندهي و رابطه‌درست حكومت مركزي با آنها و بالعكس. 4- دادن سرويس عمومي براي رشد فرهنگي به آنها از طريق برنامه‌هاي راديويي و تلويزيوني (يعني راديو و تلويزيون بايد برنامه‌اي مستقل براي استان هاي ايران تهيه كند كه مردم استان‌هاي مقيم تهران مي‌توانند در اين زمينه كمك شاياني به اين امر بكنند. خود مردم گيلان هم بايد راديو و تلويزيون خودشان را داشته و برپايه سنت و رشد تاريخي‌شان برنامه‌هاي ويژه‌اي را طراحي كنند تا اين برنامه‌ها در چارچوب قانون اساسي و رعايت حقوقي از شبكه‌هاي استاني پخش شود.)


مسلما هيچ برنامه استاني نبايد در جهتي باشد كه نزديكي ما و آنها را با فرهنگ و هنر ايران زمين به عنوان يك كشور بهم بريزد و گلوباليزم كشوري و در آينده، منطقه‌اي و به دنبالش جهاني را مخدوش و سد كند. اين‌گونه هر جزء هنر و فرهنگ و انديشه ايراني مي‌تواند با فرهنگ جهاني (منظورم تنها فرهنگ اروپايي و آمريكايي نيست يعني آمريكاي لاتين، چين، روسي، آفريقايي، ژاپني) در ارتباط باشد. ‌


دنياي امروز دنياي گلوبال است. اما به قول ژاك سران بلژيك خطاب به فرانسه، منظور از اروپاي واحد، دنباله روي بي‌قيد و شرط از فرانسه نيست. يا به قول ژاك شيراك، رهبر فرانسه هدف از گلوباليزم، دنباله روي از سياست‌هاي آمريكا نيست. بدين ترتيب بايد هر تصميم گيري كه رشد كشور را به‌دنبال مي‌آورد تابعي از ورودي و خروجي‌هايي باشد كه منافع ملي هر كشوري را در چارچوب منافع جهاني تامين كند. متاسفانه وقتي حكومت‌ها صرفا مركزي مي‌شوند و رابطه گلوبال خود را در كشور با استان‌ها و به دنبالش با منطقه و قاره و جهان از دست مي‌دهند، با شكست بزرگي روبرو مي‌شوند و وحدت عمل و نظر را از دست مي‌دهند.


من مي‌خواهم [يا سعي دارم] بگويم: ما در برخورد با موسيقي و هنرهاي استاني در اين 28 سال خيلي ضعيف بوده‌ايم. بايد تعريف درستي براي همه انواع موسيقي داشته باشيم و بايد اين تعاريف تدوين و در اختيار جامعه موسيقي گذارده ‌شود. خستگي كه امروزه پيش آمده به خاطر نداشتن تعاريف علمي درست در عرصه موسيقي است. امروز ما نه از موسيقي رسمي، استاني، روستايي، بومي، آييني، سنتي، مدرن، التقاطي، روز و پاپ، خانقاهي، عرفاني، روحاني، مذهبي، رديفي، دستگاهي و ... تعريف درستي داريم و نه درصدد هستيم به تعريفي نسبتا درست برسيم. به همين خاطر نه حكومت تكليفش روشن است و نه موسيقي دانان و نه جامعه. در تداوم نبود اين تعريف‌ها، دانشكده‌هاي موسيقي و هنر مانند قارچ در هر كوي و برزن و دهات و قصبه‌ها داير شده و اكثرا هم نمي‌دانند كه دارند چه مي‌كنند. امروزه بيشتر استانداردهاي دانشكده‌ها و مراكز علمي هنر سطح‌شان به هم ريخته. اكثر كشورهاي پيشرفته كه سيستم دانشگاهي متعلق به آنها است، با مداركي كه در ايران صادر مي شود مشكل دارند. اكثر ليسانسه‌‌ها در خارج بايد دوباره در سال دوم بنشينند و ليسانس دوباره بگيرند. اين بهم ريختگي و نبود مسووليت و توجه به تخصص‌ها در عرصه‌هاي علمي و هنري كيفيت‌ها را به شدت پايين آورده است.


28 سال از سال 57 مي‌گذرد و ما امروزه مي‌خواهيم با دنياي بين‌الملل يعني جهان پيوسته در سرمايه و تا حدودي در تكنولوژي و هنر و فرهنگ به گفت‌وگو بنشينيم. تا دير نشده همه با هم بايد تلاش كنيم نداشتن سيستم در جايي كه همه دنياي صنعتي از آن به عنوان بزرگترين دستاورد انرژي و ذخيره كردن نيروها و جهت‌يابي حرفه سخن مي‌گويند ما نبايد خودمان را درگير ندانم كاري كنيم. اين كشور متعلق به همه ما است. ايران را بايد ساخت، بايد انتقاد پذير بود و نبايد ترسيد. ترس يعني از دست دادن نفس مطمئنه. دانشجويان ما بايد نيروي فعال علم و هنر باشند.


احترام به استاد كه ما شرقي‌ها مدعي آن بوديم نبايد فراموش شود اين شرق است كه سنت احترام به پير و بزرگتر، استاد و آموزگاران رسيده را تا به امروز با فرهنگ خود حمل كرده است. سره و ناسره را بر مدار علم، منطق، و فكر بايد تشخيص داد. مي‌دانم تعدادي مدرس كم سواد در شريان‌هاي آموزشي به ناچار و به ضرورت در اين 28 سال بر پيكره آموزش عالي دميده شده‌اند كه بايد با احترام و حفظ حقوق مادي و انساني‌‌شان يا در حاشيه قرار گيرند و يا با ارزش‌يابي مجدد به موسسات ديگري انتقال يابند، يا بازخريد و بازنشست شوند. اما با اين هرج و مرج آموزش عالي و دادن دكتراي معادل و افتخاري نمي‌شود در جهان عظيم سرمايه‌وارد شد. من با اميد به رشد، آينده، استقلال و هارموني در ايران بزرگ، منطقه و جهان به كشورم برگشته‌ام و اميدوارم با ياري و همكاري ديگر موسيقي‌دانان متعهد، راه جوانان براي رسيدن به تعالي هموارتر شود. ميدان كار دشوار است، اما بايد تلاش كرد.

منبع : اعتماد ملی

18تیر1385

   post-6.aspx نوشته شده در  سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386ساعت 13:21  توسط مدیر مسئول آموزشگاه    

      

آموزش موسيقي و توانايي تصويرسازي ذهني


آموزش موسيقي و توانايي تصويرسازي ذهني
آندره آلمان ، مارک آر نيوونستاين، کن بي اي بوکر،ادوارد اچ اف دوهان
آزمايشگاه روانشناسي،دپارتمان روانشناسي،دانشگاه اوتراخت هلند
مطالعات عصب نگاري حاکي از آن است که قشر شنوايي در هنگام پردازش موسيقي به اندازه پردازش اطلاعات شنوايي- ديداري در گير مي شود.
اين فرضيه مطرح مي شود که آموزش موسيقي شايد با رشد توانايي هاي شنيداري- ديداري ارتباط داشته باشد.در اين مطالعه عملکردهاي افرادي که تحت آموزش موسيقي قرار گرفته بودند وکساني که از موسيقي بي اطلاع بودنددرزمينه هاي زير مقايسه شدند.
الف. يک تکليف تصوير سازي ذهني - موسيقايي  که در آن سوژه مي بايست زير و بمي نت هاي مربوط به ترانه هاي گرفته شده از ترانه هاي خانوادگي را به طورذهني مقايسه کند.
ب. يک تکليف تصوير سازي شنوايي بدون موسيقي که در آن سوژه مي بايست ويژگيهاي صوتي صداهاي روزمره را باهم مقايسه کنند.
ج. يک اندازه گيري قابل مقايسه از تصويرسازي بصري که در آن سوژه مي بايست فرم ديداري اشياء را به طور ذهني مقايسه کنند .
گروهي که آموزش موسيقي ديده بودند نه تنها در تکاليف تصويرسازي موسيقايي بهتر عمل کردند بلکه از افراد بي اطلاع از موسيقي در زمينه تکاليف ديداري - شنيداري بدون موسيقي نيز پيشي گرفتند.در مقابل ، هر دو گروه در تکاليف ديداري تفاوتي با هم نداشتند. اين يافته ها در ارتباط با طرح هاي تئوريک
درباره پردازش موسيقي و فعاليت مغز مورد بحث قرار مي گيرد.

   post-5.aspx نوشته شده در  سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386ساعت 13:10  توسط مدیر مسئول آموزشگاه    

      

اولین نشست تخصصی کانون

به زودی اولین نشست تخصصی کانون نوازندگان آموزشگاه موسیقی رستاک در اهواز برگزار میگردد.در این نشست که با حضور هنرجویان- والدین آنها وسایر علاقمندان موسیقی برگزار میگردد ضمن معرفی مسئولین کانون وشرح فعالیت آنها. هر یک از مسئولین کانون در مورد چگونگی فعالیت خودشان و ارائه راهکارهای علمی وعملی در خصوص شیوه های تدریس موسیقی و عملکرد کانون صحبت خواهند کرد. در ادامه برخی از مدرسین و هنرجویان زبده قطعاتی را اجرا خواهند کرد. تاریخ دقیق برگزاری این نشست متعاقباً اعلام خواهد شد.

   post-3.aspx نوشته شده در  جمعه دهم فروردین 1386ساعت 21:9  توسط مدیر مسئول آموزشگاه    

 
[بالا]

Design By Mohsen Davari